
عید سعید قربان
لبیک به دعوت حق
عید محبوب پاکان زمان
عید ذِبْح نفْس در خانقاه عشق
بر تمامی صالحان و عارفان و شیعیان
مبارک باد
خادم المهدی(عج) | 15:55 - جمعه ششم آذر 1388

روز عرفه روزی است بسیار ارجمند و ویژه دعا و نیایش. در روایات بسیار سفارش شده که انسان در روز عرفه در کربلا و در کنار قبر امام حسین علیه السلام باشد. امام صادق علیه السلام میفرماید: "در روز عرفه خداوند نخست بر زائران مزار حسین علیه السلام جلوه میکند، نیازهایشان را برمیآورد، گناهانشان را میبخشاید و ... و سپس بر گردآمدگان عرفات جلوه مینماید."
میگویند در حج واجب چون حتما" امام زمان در حج حضور دارند خیلی از حجاج اگر چشم بصیرت داشته باشند حضرت را میبینند.
ولی آقا ما که لیاقت نداریم به سفر حج مشرف بشیم تا شاید در صحرای عرفات خاک زیر پایتان باشیم و از انفاس پر ثمرتان بهرهمند شویم .
مولا ما که لیاقت نداریم در حرم امامان حضرت حسین علیه السلام باشیم، در کنار ضریح شش گوشه ارباب، در کنار گودال قتلگاه باشیم و دعای عرفات بخوانیم.
ولی از همین راه دور تو را صدا میزنم، میدانم که میشنوی، میدانم که مرا میبینی، میدانم وقتی گناه میکنم از من رو برمیگردونی تا مرا نبینی ... .
ولی من یک دلخوشی دارم، من شیعه هستم و شما اهل کرامت اگر اسمی از مولا علی ببرم حتما" برمیگردید و منو نگاه میکنید ... .
میخواهم در ابریترین لحظهها فریاد بزنم و از باران عرفه سیراب شوم. دوباره کبوترهای دل با خاک عرفات تیمم میکنند. نمیدانم هرچه هست من زائر کوی حسینم، میخواهم با زمزمههای حسینی در صحرای عرفات، مُحرم درگاه خدا شوم .
"التماس دعا "
خادم المهدی(عج) | 18:0 - پنجشنبه پنجم آذر 1388

عرفات نام جایگاهی است كه حاجیان در روز عرفه (نهم ذی الحجه) در آنجا توقف میكنند و به دعا و نیایش میپردازند و پس از برگزاری نماز ظهر و عصر به مكه مکرمه باز میگردند و وجه تسمیه آن را چنین گفتهاند كه جبرائیل علیه السلام هنگامی كه مناسك را به ابراهیم میآموخت، چون به عرفه رسید به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آری، لذا به این نام خوانده شد. و نیز گفتهاند سبب آن این است كه مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف میكنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی میدانند كه برای رسیدن به آن باید متحمل شد. چرا كه یكی از معانی «عرف» صبر و شكیبایی و تحمل است. (1)
حضرت آدم(ع) در عرفات
فَتَلَقی آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلماتًُ فتابَ عَلیهِ اِنَّه’ هو التَّوابُ الرّحیمْ ؛ آدم از پروردگارش كلماتی دریافت داشت و با آن به سوی خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذیرفت، چه او توبهپذیر مهربان است.
طبق روایت امام صادق علیه السلام، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنیا، چهل روز هر بامداد بر فرار كوه صفا با چشم گریان در حال سجود بود، جبرئیل بر آدم فرود آمد و پرسید:
ـ چرا گریه میكنی ای آدم؟
ـ چگونه میتوانم گریه نكنم در حالی كه خداوند مرا از جوارش بیرون رانده و در دنیا فرود آورده است.
ـ ای آدم به درگاه خدا توبه كن و به سوی او باز گرد.
ـ چگونه توبه كنم؟
جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم را به منا برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئیل به صحرای عرفات رفت، جبرئیل به هنگام خروج از مكه، احرام بستن را به او یاد داد و به او لبیك گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسید تلبیه را قطع كرد و به دستور جبرئیل غسل نمود و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتی را كه از پروردگار دریافت كرده بود به وی تعلیم داد، این كلمات عبارت بودند از:
سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك؛ خداوندا با ستایشت تو را تسبیح میگویم .
لا الهَ الاّ اَنْتْ ؛ جز تو خدایی نیست .
عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسی ؛ كار بد كردم و به خود ظلم نمودم .
وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبی اِغْفرلی؛ به گناه خود اعتراف میكنم، مرا ببخش .
اِنَّكَ اَنْتَ الغَفور الرّحیمْ؛ تو مرا ببخش كه تو بخشنده مهربانی .
آدم (ع) تا به هنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك میریخت، وقتی كه آفتاب غروب كرد همراه جبرئیل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نیز با كلماتی به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت ... .
حضرت ابراهیم(ع) در عرفات
در صحرای عرفات، جبرئیل، پیك وحی الهی، مناسك حج را به حضرت ابراهیم(ع) نیز آموخت و حضرت ابراهیم(ع) در برابر او میفرمود: عَرِفتُ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم).

پیامبر اکرم در عرفات
دامنه كوه عرفات در زمان صدر اسلام كلاس صحرایی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود و بنا به گفته مفسرین آخرین سوره قرآن در صحرای عرفات بر پیغمبر نازل شد و پیغمبر این سوره را كه از جامعترین سورههای قرآن است و دارای میثاق و پیمانهای متعدد با ملل یهود، مسیحی و مسلمان و علمای آنها میباشد، و قوانین و احكام كلی اسلام را در بر دارد، به مردم و شاگردانش تعلیم فرمود.
و بنا بر قول مشهور میان محدثان، پیامبر در چنین روزی سخنان تاریخی خود را در اجتماعی عظیم و با شكوه حجاج بیان داشت:
... ای مردم سخنان مرا بشنوید! شاید دیگر شما را در این نقطه ملاقات نكنم. شما به زودی به سوی خدا باز میگردید. در آن جهان به اعمال نیك و بد شما رسیدگی میشود. من به شما توصیه میكنم هر كس امانتی نزد اوست باید به صاحبش برگرداند. هان ای مردم بدانید ربا در آئین اسلام اكیداً حرام است. از پیروی شیطان بپرهیزید. به شما سفارش میكنم كه به زنان نیكی كنید زیرا آنان امانتهای الهی در دست شما هستند، و با قوانین الهی بر شما حلال شدهاند.
... من در میان شما دو چیز به یادگار میگذارم كه اگر به آن دو چنگ زنید گمراه نمیشوید، یكی كتاب خدا و دیگری سنت و (عترت) من است.
هر مسلمانی با مسلمان دیگر برادر است و همه مسلمانان جهان با یكدیگر برادرند و چیزی از اموال مسلمانان بر مسلمانی حلال نیست مگر این كه آن را به طیب خاطر به دست آورده باشد ... .

صحرای عرفات همایش شناخت و خودسازی امام حسین علیه السلام
حضرت سیدالشهدا، امام حسین علیه السلام نیز بعد از ظهر روز عرفه همراه با فرزندان و گروهی از اصحاب از خیمههای خود در صحرای عرفات بیرون آمدند، و روی به دامن «كوه رحمت» نهادند و در سمت چپ كوه رو به كعبه، همایشی تشكیل دادند، كه موضوع آن به مناسبت روز عرفه (روز شناخت)، شناخت و سازندگی بود. این همایش، تنها جنبه علم و معرفت نداشت بلكه شناخت توأم با عمل و سازندگی و تزكیه و خودسازی بود و فهرست مطالب آن عبارت بودند از:
1ـ شناخت خدا و صفات الهی.
2ـ شناخت خود یا خودشناسی.
3ـ شناخت جهان.
4ـ شناخت آخرت.
5ـ شناخت پیامبران.
6ـ خودسازی با صفات الهی.
7ـ پرورش نفس با كمالات الهی.
8ـ توبه و بازگشت به خدای مهربان.
9ـ دور كردن صفات نكوهیده از خود با تسبیح پروردگار.
10ـ فراگیری راه تعلیم و تربیت از خدا.
11ـ شناخت و درخواست بهترین مسئلتها.
12ـ تبدیل خودپرستی نفس به خداپرستی.
13ـ تبدیل خود برتربینی نفس به تواضع و فروتنی.
14ـ تبدیل خودخواهی نفس به ایثار و غیرخواهی.
15ـ تعلیم مفاهیم و ادبیات قرآن.
پینوشت:
1- فرهنگ دهخدا، ج 10 جدید، ریشه عرف .
منبع:
دعای عرفه عبدالكریم بی آزار شیرازی .
خادم المهدی(عج) | 15:25 - پنجشنبه پنجم آذر 1388

روايت شده که حضرت امام زينالعابدين ـ عليهالسلام ـ شنيد در روز عرفه صداي سائلي را که از مردم سؤال مينمود. فرمود: واي بر تو. آيا از غير خدا سؤال ميکني در اين روز و حال آنکه اميد ميرود در اين روز براي بچّههاي در شکم آنکه فضل خدا شامل آنها شود و سعيد شوند و از براي اين روز اعمال چند است:
شيخ کفعمي در مصباح فرموده: «مستحب است روزه روز عرفه براي کسي که ضعف پيدا نکند از دعا خواندن و مستحب است غسل پيش از زوال و زيارت امام حسين ـ عليهالسلام ـ در روز و شب عرفه و چون وقت زوال شد، زير آسمان رود و نماز ظهر و عصر را با رکوع و سجود نيکو به جاي آورد و چون فارغ شود دو رکعت نماز کند در رکعت اوّل بعد از حمد توحيد و در دوم پس از حمد قُل يا اَيهَا الْکافِروُنَ بخواند. پس از آن چهار رکعت نماز گزارد در هر رکعت پس از حمد توحيد پنجاه مرتبه بخواند.»
اين نماز همان نماز حضرت اميرالمؤمنين ـ عليهالسلام ـ است.
منبع: مفاتيح الجنان
خادم المهدی(عج) | 14:20 - پنجشنبه پنجم آذر 1388

شيعيان در سر هواى نينوا دارد حسين
خون دل با كاروان كربلا دارد حسين
از حريم كعبه و جدش به اشكى شست دست
مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسين
بردن اهل حرم دستور جدش مصطفى است
ورنه اين بى حرمتى ها كى روا دارد حسين
آب خود با دشمنان تشنه قسمت مى كند
عزّت و آزادگى بين تا كجا دارد حسين
دشمنش هم آب مى بندد به روى شاه دين
داورى بين با چه قوم بى حيا دارد حسين
دشمنانش بى امان و دوستانش بى وفا
با كدامين سركند مشكل دوتا دارد حسين
رخت و ديباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جايى كه كفن از بوريا دارد حسين
اشك خونين گو بيا بنشين به چشم شهريار
كاندرين گوشه عزاى بى ريا دارد حسين
"استاد شهریار"
خادم المهدی(عج) | 18:39 - چهارشنبه چهارم آذر 1388
روايت حج از نگاه دکتر شريعتي

حج: يعني آهنگ، مقصد يعني حرکت نيز هم. و همه چيز با کندن از خودت، از زندگيت و ازهمه علقههايت آغاز ميشود، مگر نه که در شهرت ساکني؟ سکونت، سکون، حج نفي سکون.چيزي که هدفش خودش است يعني مرگ. حج: جاري شو!
هجرت از " از خانه خويش " به " خانه خدا"،"خانه مُردم"!
اي برلبهاي ديگران ترانهساز، آهنگ نيستان خويش کن!
موسم: و اکنون هنگام در رسيده است، لحظه ديدار است، ذي حجه است، ماه حج، ماه حرمت. جنگيدن، کينه ورزيدن و ترس. زمين را، مهلت صلح، پرستش و امنيت دادهاند، خلق با خدا وعده ديدار دارند، صداي ابراهيم را بر پشت زمين نميشنوي؟ و او در خانهاش ترا به فرياد ميخواند، دعوتش را لبيک گوي! پس اکنون که در "دار عمل" هستي خود را براي رحلت به " دار حساب " آماده کن، مردن را تمرين کن، پيش از آنکه بميري، بمير.
حج کن!
به ميقات رو، و با آنکه ترا آفريد وعده ديدار داري.
احرام در ميقات: ميقات لحظه شروع نمايش، و پشت صحنه نمايش است و تو که آهنگ خدا کردهاي و اکنون به ميقات آمدهاي، بايد لباس عوض کني. لباس! کفن پوش.
رنگها را همه بشوي!
سپيد بپوش، سپيد کن، به رنگ همه شو، همه شو، همچون ماري که پوست بيندازد، از"من بودن" خويش بدرآي، مردم شو. ذرهاي شو، در آميز با ذرهها، قطرهاي گم در دريا،
" نه کسي باش که به ميعاد آمدهاي"،
خيس شو که به ميقات آمدهاي "
" بمير پيش از آنکه بميري "
جامه زندگيت را بدرآور،
جامه مرگ بر تن کن.
اينجا ميقات است.
نيت: نيت کن! همچون خرمايي که دانه ميبندد، اي پوسته، بذر آن"خود آگاهي"را در ضميرت بکار و خداآگاه شو،
خلق آگاه شو، خودآگاه شو.
و اکنون انتخاب کن،
راه تازه را،
سوي تازه را،
کار تازه را،
و خود تازه را.
نماز در ميقات: اي رحمن! که دوست را مينوازي! اي رحيم که آفتاب رحمتت، جز تو ديگر کسي را نخواهم ستود که حمد ويژه توست. نماز ميقات! هر قيامش و هر قعودش، پيامي است و پيماني که از اين پس، اي خداي توحيد هيچ قياميو هيچ قعودي، جز براي تو و جز به روي تو نخواهد بود.
محرمات: هر چه تو را به ياد ميآورد، هرچه ديگران را از تو جدا ميکند، وهرچه نشان ميدهد تو در زندگي کهاي؟ چکارهاي؟ هر چه يادگار دنياست، هرچه روزمرگيها را براي تو تداعي ميکند،
هرچه بويي از زندگي پيش از ميقات دارد، و هر چه تو را به گذشته مدفونت باز ميگرداند، مدفون کن.
و خدا ترا دعوت کرده است، ندا داده است، که بيا، و اينک تو آمدهاي، اينک پاسخش را ميدهي: لبيک!
لبيک اللهم لبيک، ان الحمد والنعمة لک والملک لا شريک
لک لبيک!
کعبه: در آستانه مسجدالحرامي، اينک، کعبه در برابرت! يک صحن وسيع و در وسط يک مکعب خالي، ناگهان بر خود ميلرزي! حيرت، شگفتي، کعبه در زمين، رمزي از خدا در جهان
مصالح بنايش؟ زمينش؟زيورش؟
قطعههاي سنگ سياهي که از کوه "عجون" کنار مکه، بريدهاند و
ساده، بيهيچ هنري، تکنيکي، تزئيني، برهم نهادهاند و همين!
و کعبه روبه همه، رو به هيچ، همه جا، و هيچ جا،
"همهسوئي"يا"بيسوئي"خدا!
رمز آن: کعبه!
امّا....
شگفتا! کعبه در قسمت غرب، ضميمهاي دارد که شکل آن را
تغييردادهاند، بدان "جهت" داده است،
اين چيست؟
ديواره کوتاهي، هلالي شکل، رو به کعبه.
نامش؟
حجر اسماعيل!
حجر! يعني چه؟
يعني دامن!
راستي به شکل يک "دامن" است، دامن پيراهن، پيراهن يک زن!
آري،
يک زن حبس،
يک کنيز!
کنيزي سياهپوست،
کنيز يک زن،
اين دامان پيراهن هاجر است، داماني که اسماعيل را پرورده است،
اينجا " خانه هاجر " است
و اينجا، خانه خدا، ديوار به ديوار خانه يک کنيز؟ و تماميحج به خاطرهي هاجر پيوسته است،
و هجرت، بزرگترين عمل، بزرگترين حکم، از نام هاجر مشتق است،
پس هجرت؟
کاري هاجروار!
و اي مهاجر که آهنگ خدا کردهاي، کعبهي خدا است و
دامان هاجر!
طواف: آفتابي در ميانه و برگردش، هر يک، ستارهاي، در فلک خويش،
دايرهوار، برگرد آفتاب
به رود بپيوند تا جاودان شوي، تا جريان يابي تا به دريا رسي،
چرا ايستادهاي؟ اي شبنم؟ در کنار اين گرداب مواج خويش آهنگ،
که با نظم خويش، نظم خلقت را حکايت ميکند، به گرداب بپيوند!
قدم پيش نه!
حجرالاسود، بيعت: از"رکن حجرالاسود" بايد داخل مطاف شوي، از اينجاست که وارد منظومه جهان ميشوي،
حرکت خويش را آغاز ميکني،"در مدار" قرار ميگيري، در مدار خداوند، اما در مسير خلق!
در آغاز بايد، حجرالاسود را"مس" کني. با دست راستت، آن را لمس کني
و بيد رنگ خود را به گرداب بسپاري.
اين"سنگ" رمزي از"دست" است، دست راست، دست کي؟
دست راست خدا.
طواف ميکني، ديگر خود را بياد نميآوري، به جاي نميآوري، تنها عشق است،
جاذبه عشق و تو يک "مجذوب"!
از طواف خارج ميشوي، در پايان هفتمين دور؟
هفت؟ آري!
اينجا هفت، شش به علاوه يک نيست، يعني که طواف من برگرد خدا،
و هفت؛ ياد آور"خلقت جهان" است.
و اکنون دو رکعت نماز، در مقام ابراهيم.
اينجا کجاست؟ مقام ابراهيم، قطعه سنگي با دو رد پا،
ردپاي ابراهيم، ابراهيم بر روي اين سنگ ايستاده و
حجرالاسود-سنگ بناي کعبه- را نهاده است.
و اکنون
جاري شو، سيل شو،
بکوب و بروب و بشوي و......
...... بر آي!
حج کن!
و اکنون ابراهيمي شدهاي!
مقام ابراهيم: اکنون به آن من راستينت رسيدهاي.....
در مقام ابراهيم ميايستي، پا جاي پاي ابراهيم مينهي؟
روياروي خدا قرار ميگيري، او را نماز ميبري.
ابراهيموار زندگي کن، معمارکعبهي ايمان باش
سرزمين خويش را منطقه حرم کن،
که در منطقه حرمي!
سعي: نماز طواف را، در مقام ابراهيم پايان ميدهي
و آهنگ"سعي"ميکني، ميان دو کوه صفا و مروه، به فاصله سيصد و اند متر.
سعي، تلاش است، حرکتي جستجوگر، داراي هدف، شتافتن، دويدن
در طوف، در نقش هاجربودن،
و در مقام، در نقش ابراهيم و اسماعيل، هر دو.
و اکنون سعي را آغاز ميکني،
و باز به نقش هاجر برميگردي.
هاجر تنها،
دوان بر سرکوههاي بلند بيفرياد!
در جستجوي آب!
آري آب، آب خوردن!
نه آنچه ازعرش ميبارد، آنچه از زمين ميجوشد!
مادي مادي! همين مادهي سيالي که بر زمين جاري است و زندگي مادي
تشنهي آن است، بدن نيازمند آن است، که در تن تو
خون ميشود، که در پستان مادر شير ميشود، و در دهان
طفل آب است!
طواف، روح و دگر هيچ!
و سعي، جسم و دگر هيچ!
و ناگهان، يکباره معجزهآسا!
- به قدرت نياز و رحمت مهر-
زمزمهاي!
"صداي پاي آب"،
زمزم!
و تقصير، پايان عمره: و درپايان هفتمين سعي، بر بلنداي مروه،
از احرام برون آي، اصلاح کن، جامهي زندگي بپوش،
آزاد شو، از مروه، سعي را ترک کن، تنها و تشنه با دستهاي
خالي، به سراغ اسماعيلت،
تنهايي تو به سر آمده است،
زمزم، در پاي اسماعيل تو ميجوشد،
خلق در پيرامون تو حلقه زدهاند،
و چه ميبيني؟
اي خسته از"سعي"
بر عشق تکيه کن!
اي انسان مسئول!
بکوش!
که اسماعيل تو تشنه است،
و اي"انسان عاشق"
بخواه!
که عشق معجزه ميکند.
گوشت را، بر ديواره قلبت بنه، به نرمي بفشر، زمزمهاش را ميشنوي،
از سنگستان مروه، به سراغ زمزم رو،
از آن بياشام، در آن شستشو کن.
اميد آنکه اين طواف و اين شستوي روحاني نصيب همگي ما گردد
"آمين"
خادم المهدی(عج) | 15:40 - چهارشنبه چهارم آذر 1388
شهادت جانسوز پنجمین خورشید تابناک امامت و ولایت حضرت امام محمد باقر (ع ) بر تمامی شیعیان جهان تسلیت باد

شهادت امام باقر (عليه السلام)
اين واقعيتي است که خاندان پيامبر(صلي الله عليه وآله) رادر روزسقيفه کشتند وقتل ومسموميت آنهارا رد طول تاريخ ازآن زمان رقم زدند واين مسأله اي است که حضرات معصومين (عليهم السلام) درگفته ها واظهار نظرهاي خود بارها ازآن سخن گفته اند.
وبدين سان امام باقر(عليهم السلام) ودرپي او امام صادق(عليهم السلام) وديگران درصف وخطي قراردارند که فرجام شان شهادت است واين مسأله اي است که ازخود آنها نقل شده :
مامِنَّا اِلاَّ مَسمُومُ اَومَقتولُ «هيچک ازماامامان نسيت، جزآنکه مسموم ويامقتول است.» ...
خادم المهدی(عج) | 23:25 - سه شنبه سوم آذر 1388


